بن بست
|
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود |
گاهی تمام حادثه از دست می رود |
|
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند |
در راه هوشیاری خود ، مست می رود |
|
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست |
وقتی که قلب خون شده بشکست،می رود |
|
اول ، اگر چه با سخن از عشق آمده |
آخرخلاف آنچه که گفته ست ،می رود |
|
گاهی کسی نشسته که غوغ ابه پا کند |
وقتی غبار معرکه بنشست ، می رود |
|
اینجا یکی برای خودش حکم می زند |
آن دیگری همیشه به پیوست می رود |
|
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست |
تیری است بی نشانه که ازدست می رود |
|
بیراهه ها به مقصد خو دساده می رسند |
اما مسیر جاده به بن بست می رود |
|
وای ازغرور تازه به دوران رسیده ای |
وقتی میان طایفه ای پست می رود |
|
هرچندمضحک است وپرازخنده های تلخ |
برما هر آنچه لایقمان هست ، می رود دکتر افشین یداللهی |