تیم های لیگ برتری "ذوب آهن اصفهان" و "پاس همدان" دو تیمی هستند که پیراهن رسمی آنان "سبز رنگ" می باشد، اما در اتفاقی نادر و بی سابقه در شروع لیگ جدید و در دو بازی خانگی دیروز این دو تیم به جای رنگ سبز، با پیراهن های به رنگ سفید وارد زمین فوتبال شدند.
پارسینه: تیم های لیگ برتری "ذوب آهن اصفهان" و "پاس همدان" دو تیمی هستند که پیراهن رسمی آنان "سبز رنگ" می باشد، اما در اتفاقی نادر و بی سابقه در شروع لیگ جدید و در دو بازی خانگی دیروز این دو تیم به جای رنگ سبز، با پیراهن های به رنگ سفید وارد زمین فوتبال شدند.
بر طبق قوانین و عرف فوتبال، تیم ها باید در بازی های خانگی با رنگ پیراهن اصلی خود به رقابت بپردازند که هنوز مشخص نیست به کدام دلیل این دو تیم سبز پوش، از رنگ اصلی خود استفاده نکردند و آیا قرار است این رویه تا پایان لیگ هم ادامه پیدا کند یا خیر.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 22:51  توسط آقا رضا
|

روزنامه کلمبوس دیسپچ , روزنامه اصلی چاپ شهر کلمبوس در اوهایو امریکا ، یک کاریکاتور یا بهتر بگیم یک نقاشی در اهانت به ایران چاپ کرده .
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 20:17  توسط آقا رضا
|
مادرم خواب دید که من درخت تاکم. تنم سبز است و از هر سرانگشتم، خوشه های سرخ انگور آویزان.
مادرم شاد شد از این خواب و آن را به آب گفت. فردای آن روز، خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم اینجا که منم باغچه ای است و عمری ست که من ریشه در خاک دارم. و ناگزیر دستهایم جوانه زد و تنم، ترک خورد و پاهایم عمق را به جستجو رفت. و از آن پس تاکی که همسایه ما بود، رفیقم شد.
و او بود که به من گفت: همه عالم می روند و همه عالم می دوند، پس تو هم رفتن و دویدن بیاموز.
من خندیدم و گفتم: اما چگونه بدویم و چگونه برویم که ما درختیم و پاهایمان در بند!
او گفت: هر کس اما به نوعی می دود. آسمان به گونه ای می دود و کوه به گونه ای و درخت به نوعی.
تو هم باید از غورگی تا انگوری بدوی.
و ما از صبح تا غروب دویدیم. از غروب تا شب دویدیم و از شب تا سحر. زیر داغی آفتاب دویدیم و زیر خنکی ماه، دویدیم. همه بهار را دویدیم و همه تابستان را.
وقتی دیگران خسته بودند، ما می دویدیم. وقتی دیگران نشسته بودند، ما می دویدیم و وقتی همه در خواب بودند، ما می دویدیم. تب می کردیم و گُر می گرفتیم و می سوختیم و می دویدیم. هیچ کس اما دویدن ما را نمی دید. هیچ کس دویدن حبّه انگوری را برای رسیدن نمی بیند.
و سرانجام رسیدیم. و سرانجام خامی سبز ما به سرخی پختگی رسید. و سرانجام هر غوره، انگوری شد.
من از این رسیدن شاد بودم، تاکِ همسایه اما شاد نبود و به من گفت: تو نمی رسی مگر اینکه از این میوه های رسیده ات، بگذری. و به دست نمی آوری مگر آنچه را به دست آورده ای، از دست بدهی. و نصیبی به تو نمی رسد مگر آنکه نصیبت را ببخشی.
و ما از دست دادیم و گذشتیم و بخشیدیم؛ همه داروندار تابستان مان را.
***
مادرم خواب دید که من تاکم. تنم زرد است و بی برگ و بار؛ با شاخه هایی لخت و عور.
مادرم اندوهگین شد و خوابش را به هیچ کس نگفت. فردای آن روز اما خواب مادرم تعبیر شد و من دیدم که درختی ام بی برگ و بی میوه. و همان روز بود که پاییز آمد و بالاپوشی برایم آورد و آن را بر دوشم انداخت و به نرمی گفت: خدا سلام رساند و گفت: مبارکت باد این شولای عریانی؛ که تو اکنون داراترین درختی. و چه زیباست که هیچ کس نمی داند تو آن پادشاهی که برای رسیدن به این همه بی چیزی تا کجاها دویدی!
عرفان نظرآهاری
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 0:6  توسط آقا رضا
|
در ابتدا ، بايد فاصله دو نسل ( والدين و نوجوانان ) که از تجارب بسياري بدست آمده است درک شود . اين فاصله تفاوتهايي را که در ارتباط با تجارب و واقعيات و تصورات رويدادهاي زندگي است نشان مي دهد .

والدين کودکان بالغ که معمولاً ميانسال هستند بايستي ضمن مراقبت از کار و زندگي خود و حفظ روابط زناشويي و خانوادگي ، مواظب فرزندان خود هم باشند . علاوه بر آن بايد با سردرگمي هاي دوران بلوغ فرزندان خود نيز سرو کله بزنند و با آنها کنار بيايند .
نوجوانان با مشکلات فراواني روبرو هستند . يکي از مهم ترين آنها حس استقلال طلبي و زندگي مستقل از خانه و خانواده است . حرکتی که براي والدين دلهره آور است . آنها نمي خواهند اين اجازه را به فرزندان خود بدهند و مي خواهند روي آنها کنترل داشته باشند . والدين ممکن است نتوانند رفتارهاي نوجوانان را کنترل و هوسهاي پنهاني آنها را دريابند . در نتيجه ، مجموعه اين حرکات ممکن است فاصله دو نسل را زيادتر کند . تمايلات و تظاهرات دوران بلوغ جنسي هم که در مواردي غيرقابل کنترل است مي تواند والدين را عصباني و يا نگران کند .
تمايلات و عشق برخي از والدين به فرزند دختر و يا پسر ( پدر به دختر و مادر به پسر ) ، ممکن است سوء رفتارهايي را سبب شود که نتيجه اش نگرانيهاي بعدي را در نوجوانان بوجود آورد .
علي رغم اين اتفاقات ، والدين افراد بالغ بر اساس شواهد موجود همراهي ها و هماهنگي هاي لازم را با کودکان خود دارند . قسمت اعظم نوجوانان با برقراري يک پل ارتباطي ، با موفقيت اين فاصله را پشت سر گذاشته اند .
بايد بدانيم که اگر امکان پر شدن اين فاصله نباشد ، ممکن است نابساماني ها و آشفتگي هاي روحي در نوجوانان ، والدين و يا در هر دو بروز کند . حدود ۲۰ درصد بالغين دچار آشفتگي هاي شناخته شده روحي هستند که شايعترين آنها اضطراب و افسردگي است . اين ناراحتي ها غالباً همراه با ناهنجاري رفتاري ، سرکشي و ياغيگري ، شکست و يا ترک تحصيل هستند که جملگي سبب ناسازگاري فاميلي مي شوند . بنابراين والدين وظيفه دارند اطلاعات لازم را در خصوص تغييرات بلوغ جنسي به نوجوانان منتقل کنند . اين اطلاعات نوجوان را در مقابل تصورات غلط محافظت مي کند . مربيان و معلمين هم مانند والدين نقش تعيين کننده دارند .
مهمترين نکات قابل توجه در اين زمينه عبارتند از :
والدين بايستي آگاهي لازم را در مورد تغييرات جسمي دوران بلوغ داشته باشند و بايستي قبل از بلوغ، تغييرات جسمي و رواني دوران بلوغ را به نوجوانان آموزش دهند .
نوجوانان تحمل شنيدن نصيحت را ندارند چون در دوره اي هستند که اعمال خود را بي نقص مي دانند . والدين بهتر است آنها را به طور غيرمستقيم در جريان اشتباهاتشان بگذارند و سعي کنند خودشان الگويي مناسب براي آنها باشند .
بايد به نوجوانان آزادي عمل داده شود ، اجازه دادن به نوجوان براي تجربه راههاي جديد ، تا حدي که مشکل آفرين نباشد ، آنها را آبديده مي کند .
بايد به نوجوان اجازه داد طعم برخي سختيها را چشيده و در زندگي مقاوم بار آيد . بهمان شکل که والدين تجربه کرده اند و موفقيت و شکست داشته اند .
نوجوان مي خواهد صحبت کند ، اعتراض کند ، اظهار نظر کند ، بايد با کمال دقت به آنها گوش داد و امکان يک ارتباط درست را فراهم ساخت .
بايد سعي کرد با تشويق نوجوانان به انجام ورزشهاي مختلف ، شرکت در فعاليتهاي اجتماعي و الگوسازي براي آنان ، کاري کرد که آنها ، انرژي فراوان خود را تخليه کنند . مهمترين بخش اين انرژي در غريزه جنسي نهفته است که اگر هدايت نشود بصورت استمناء ( خودارضايي ) تخليه مي شود .
توجه به تأثير مشکلات اجتماعي حائز اهميت است . بايد با مداخلات مؤثر والدين ، تأثير اين تغييرات به حداقل برسد . غير از خانه و مدرسه ، در جامعه نيز نوجوان با مشکلاتي مواجه مي شود که کمک و راهنمايي والدين و مربيان کارساز و گره گشا خواهد بود .
بايد وضعيت تحصيلي نوجوانان را پيگيري کرد . بي علاقگي به درس ، پرداختن به وضع لباس و آرايش موها و يا افراط در ورزش کردن در اين مرحله در بعضي از نوجوانان مشاهده مي شود . بايد به آنها آموخت که بياموزند حداکثر استفاده را از وقتشان بکنند . در صورت لزوم بايد مسأله را با اولياء و مربيان مدرسه در ميان گذاشت و از مشورت آنان استفاده کرد .
نوجوانان در مرحله گذر از بلوغ تحت تأثير تغييرات جسمي و رواني اين دوره ممکن است دچار سردرگمي شوند و رفتاري بزرگتر از سن خود و يا رفتاري کودکانه از خود بروز دهند . بايد در اين زمينه آموزشهاي لازم را بدون تحکم و يا تمسخر به آنان داد و تجارب خود را عملاً به او منتقل کرد .
افسردگي و اضطراب نوجوانان به دلايل تغييرات جسماني و رواني بايد مورد توجه قرار گيرد . بايد با رفتار دوستانه و صميمانه به آنها فهماند که سعي در حل مشکل آنها داريم . به نوجوانان اميد و آرزو بدهيد و باعث شکوفائي و شادابي آنها شويد .
استقلال طلبي از خصوصيات بارز اين دوره است . او مي خواهد از قيد و بندهاي خانوادگي خلاص شود ، ضمن اينکه به شدت به خانواده خود وابسته است و اين تعارض و نوسان بين استقلال و وابستگي مشکل آفرين است . بنابراين بايد هر نوع آزادي که متناسب سن آنها و با نظارت والدين باشد ، به آنها داده شود و در صورت سوءاستفاده ضمن تذکر ، دامنه اين آزادي را محدود کرد .
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 18:57  توسط آقا رضا
|
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 23:45  توسط آقا رضا
|